اندر احوالات چارگون

۱۷ تیر ۱۳۸۸ | ۱۴:۳۰ کد : ۲۲۷۴۶ اخبار شیرپوینت
اندر احوالات چارگون
اندر احوالات چارگون

بعد از حمد خدای متعال

 

از شمای دوست می پرسم حال

می فرستم بر رسول او درود

 

وصف حال خویش را خواهم سرود

« پوردارا » ! بنده خوب خدا !

 

بر تو باد از من درود و صد دعا

باز هم پیغام دیگر داده ای

 

بس که ای جان برادر ساده ای !

کرده ای تاکیدها بر چارگون

 

آه از بدشانسی و بخت نگون

مانده ام حیران در این دشت کویر

 

چون مگس در تور اینترنت اسیر

یاد بادا روزگاران کهن

 

وقتها خوش بود چون گل در چمن

بود خاطرهای مردم سبز و شاد

 

نامه را می شد به دست باد داد

گر زمستان نامه می بردی چاپار

 

بود امید رسیدن تا بهار

یاد پرواز کبوترها به خیر

 

شاد می­کردند دلها را به سیر

لیک با « تکنیک » چون گشتیم یار

 

زین تجدد گشته ما را کار، زار

کرده ام از شدت اندوه تب

 

جان من را می رساند  « وب » به لب

هست دائم کار آن « گشتن به روز »

 

می شود طی، روزهای ما به « سوز »

تا شدم همچون جوانان « کاربر »

 

نیستم دیگر چو سابق « کارگر »

کاش از تکنیک می گشتم رها

 

باد هم می برد پیغام مرا

می رسد دستور از مافوق چون

 

می شوم چون مرغ بسمل سرنگون

مایلم اجرا کنم اما چه سود؟

 

این ترِ نِت را گسسته تار و پود

 سرکارخانم کارگر ابرقویی - رئیس مرکز آموزش علمی-کاربردی ابرکوه


نظر شما :